امروز جمعه 31 فروردین 1397 ساعت 11:21:03

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
دیدگاه

کد خبر : 6302 - تاریخ انتشار : سه شنبه 22 اسفند 1396 - ساعت: 09:34

چاپ
22 اسفند ، سالروز شهادت سردار شهید حسینعلی مهرزادی

22 اسفند ، سالروز شهادت سردار شهید حسینعلی مهرزادی


شهید حسینعلی مهرزادی : رئیس ستاد لشگر 25 کربلا (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) در دی ماه سال 1330 در خانواده ای کارگری در شهرستان بهشهر به دنيا آمد...

شهید حسینعلی مهرزادی : رئیس ستاد لشگر 25 کربلا (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) در دی ماه سال 1330 در خانواده ای کارگری در شهرستان بهشهر به دنيا آمد، او پنجمين فرزند خانواده ای بود که با مشکلات مالی فراوان دست به گريبان بود. مادرش می گويد: «بعد از اينکه به دنيا آمد وضعيت اقتصادی ما بهتر شد و خداوند در رحمتش را گشود.» در شش سالگی قرآن را فرا گرفت. در اين دوران بيشتر تيله بازی، هفت سنگ و گاهی فوتبال بازی می کرد. پسری پر جنب و جوش و فعال بود و بيشتر در منزل با برادران ناتنی خود بازی می کرد. در سال 1337 وارد دبستان نظامی گنجوی بهشهر شد. به کتاب و درس علاقه فراوان داشت و تکاليف خود را در مدرسه انجام می داد. مادرش می گويد:
به خاطر هوش و استعداد بالايی که داشت در منزل تنبلی می کرد و درس نمی خواند . هر چه می گفتيم در جواب می گفت: «نگران نباشيد من درسم را در مدرسه ياد گرفته ام و احتياجی نيست که مجدداً آن را بخوانم.»
به گفته دوستان همکلاسی اش از بچگی لاغر اندام، چابک و شوخ طبع بود. رابطه خوبی با برادران و خواهران خود داشت.

در دوره سربازی فعاليتهای سياسی خود را آغاز کرد. در اين دوره با ايجاد بی نظمی در ارتش معتقد بود بی نظمی در سطوح مختلف ارتش موجب تضعيف آن خواهد شد به همين خاطر مورد توبيخ قرار گرفت. به دليل فعاليتهای سياسی در سطح مدارس بارها از روستايی به روستای ديگر تبعيد شد.


در سال 1356 فعاليتهای مخفی خود را به شرکت در جلسات سياسی و تکثير و پخش اعلاميه ها و نوارهای امام خمينی در سطح استان مازندران گسترش داد. در 20 آبان ماه 1354 خدمت سربازی را در سپاهی دانش به اتمام رساند و در نهم آذر همان سال به استخدام آموزش و پرورش در آمد. با آغاز امواج انقلاب اسلامی به صف مردم پيوست در عيد نوروز سال 1357 برای شهيدان انقلاب سفره پهن کرد و نان خشک و خرما بر سفره عيد گذاشت. در همين سال در هدايت مردم در راه انقلاب اسلامی فعالانه شرکت داشت و به همراه عده ای از دوستان اقدام به تشکيل يک گروه چريکی کرد و با تهيه مقاديری سلاح و مهمات آماده جنگ مسلحانه با رژيم ستم شاهی شد. در 14 مهر 1357 اولين فرزندش فائقه به دنيا آمد. با تولد فرزند ،می گفت: تو دخترم عزم مرا در راه انقلاب مصمم تر کردی. وقتی که دخترش پنج روزه بود به خاطر شرکت در آتش زدن يک مشروب فروشی صبح روز 21 مهر 1357 دستگير ولی با تلاش دوستانش بعد از چند روز آزاد شد.


پس از پيروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 در تشکيل کميته انقلاب اسلامی در محل شهربانی بهشهر، جمع آوری سلاحها در مراکز نظامی و انتظامی و دستگيری عوامل رژيم طاغوت نقش به سزايی داشت. در اوايل تير ماه 1358 به همراه دوستانش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهشهر را بنيان نهاد و خود عضو شورای مرکزی سپاه شد و پس از مدتی به عنوان مسئول تدارکات سپاه منصوب گرديد. در تشکيل بسيج و آموزش پاسداران فعاليت داشت. در آذر ماه 1358 مسئوليت اولين گروه چهل نفری اعزامی از بهشهر به قصر شيرين را به عهده گرفت و به مدت چهل و پنج روز در قصر شيرين بود. از دوم بهمن تا بيست هفتم اسفند سال 1358 فرماندهی گروه عملياتی در جنگ دوم گنبد و مسئوليت پاکسازی شهر را به عهده داشت. در گنبد تلاشهای بسياری برای ايجاد امنيت و مقابله با گروهها به انجام رساند و در بازگشت به همسرش گفت: «ضدانقلاب بايد خواب ببيند که دوباره در گنبد اتفاقی بيفتد.»


در 27 اسفند 1358 به کردستان اعزام شد و جانشينی فرمانده گروهان عملياتی در شهر پاوه را عهده دار بود. در اين زمان در محاصره و کمين ضدانقلاب افتاد و از ناحيه سر زخمی شد و مدتی تحت درمان بود. پس از بازگشت از کردستان در 16 ارديبهشت 1359 به مسئوليت واحد تدارکات سپاه منطقه 3 سپاه(گيلان و مازندران) منصوب شد. پس از دو ماه در 21 تيرماه 1359 به کردستان و قرار گاه حمزه سيد الشهدا(ع) رفت و به عنوان فرمانده محور بيجار ـ تکاب و بوکان مشغول به کار گرديد. پس از مراجعت از کردستان در 7 شهريور 1359 بار ديگر در سمت مسئول واحد تدارکات منطقه 3سپاه مشغول خدمت شد. پس از شروع جنگ تحميلی در 25 مهر 1359 به جبهه جنوب اعزام و تا هشتم آذر ماه همان سال به عنوان جانشين فرمانده گردان در سرپل ذهاب و شوش حضور داشت. پس از بازگشت از منطقه جنگی در واحد فرماندهی منطقه 3 به کار مشغول شد. در آذر ماه 1359 فرماندهی سپاه گنبد را به عهده گرفت. از اين تاريخ مهاجرت او و خانواده اش از شهری به شهر ديگر آغاز شد.


دو سال و دو ماه فرماندهی سپاه گنبد را به عهده داشت. در اين مدت با حفظ سمت بارها به جبهه اعزام گرديد. در بهمن و اسفند 1360 در منطقه چزابه حضور داشت که در اين مأموريت اصغر بيات به شهادت رسيد و او به همراه مهدی مهدوی مجروح شدند.


در فروردين 1361 بار ديگر در جبهه حضور يافت و به همراه شهيد قاری و شهيد ابوعمار مشاورت فرمانده تيپ در قرارگاه خاتم الانبياء را در عمليات بيت المقدس به عهده گرفت. همچنين با حفظ سمت فرماندهی سپاه گنبد با عنوان مشاور نظامی فرمانده تيپ در عمليات والفجر مقدماتی حضور داشت. در شهريور 1362 به فرماندهی سپاه سوادکوه منصوب و مدتی عهده دار اين مسئولين بود. سپس با حفظ سمت به عنوان فرمانده تيپ 1 قدس در اسفند ماه 1362 در عمليات والفجر 6 و خيبر شرکت داشت.

به افراد فقير خيلی علاقه داشت و با آنها رفت و آمد خانوادگی برقرار می کرد. اگر برای شخصی گرفتاری پيش می آمد تا آنجا که توان داشت کمک می کرد.


در ايامی که خانواده اش در پادگان بهشتی اهواز ساکن بودن، می توانست دفعات بيشتری در کنار آنان باشد اما شبها در کنار نيروهايش می ماند. در همين ايام همسرش در يادداشتی از قول همسر يکی از همسايگان در محبت مهرزادی نسبت به خانواده ترديد روا می دارد و او در پاسخ می گويد: «چطور می توانم از کنار نيروها عبور کنم و نزد خانواده بيايم در حالی که برای نيروها چنين امکانی وجود ندارد. من حتی در تاريکی از نگاه نگهبان خجالت می کشم.»


از 28 بهمن 1360 به سمت رئيس ستاد لشکر 25 کربلا منصوب گرديد و با اين سمت تا مهرماه 1364 به طور مستمر در جبهه های نبرد حضور داشت. در اين مدت در عملياتهای بدر، قدس 2 و 3 شرکت جست و چهار بار مجروح گرديد. در مهرماه 1364 با درخواست و پيگيريهای شديد اداره آموزش و پرورش شهرستان بهشهر بازگشت در دبستان المهدی اين شهر مشغول تدريس شد. در حالی که امکان مدیريت دبيرستان برايش مهيا بود تدريس در کلاس اول ابتدايی را برگزيد و هر چه اصرار کردند، گفت: «مدتها رئيس بودم ولی اين دفعه می خواهم مرئوس باشم و نفسم را بيازمايم.» بعد از چهل روز در 28 آبان 1364 با درخواست مکرر فرماندهی لشکر 25 کربلا دوباره به جمع رزمندگان اين لشکر پيوست وبه عنوان رئیس ستاد لشکر 25 کربلا مسئول نظارت بر عمليات الفجر 8 درشهر فاوبود. در اين عمليات بر اثر بمباران شيميايی دشمن مجروح شد و غروب پنجشنبه 8 سفند 1364 به نزد خانواده اش رفت.


مهرزادی در صبح سه شنبه 13 اسفند 1364 با در خواست مکرر تلفنی فرماندهی لشکر کربلا مبنی بر نياز لشکر به حضور وی بعد از سه روز مرخصی به منطقه جنگی بازگشت.

 

در روز جمعه شانزدهم اسفند وصيت نامه خود را نوشت.در شبی که فردايش به شهادت رسيد، روی زمين دراز کشيده بود و خوابش نمی برد. روز شنبه 17 اسفند همسنگرانش نماز ظهر را به امامت او به جا آوردند و او برای هماهنگی نيروهای لشکر به منطقه ام القصر در نزدیکی بندرفاو رفت. سرانجام در ساعت پنج بعد ازظهر روز 22 اسفند ـ همزمان با شهادت حاج عسکر قاری و سالگرد شهادت امام علی النقی (ع) ـ در محور ام القصر فاو به شهادت رسيد.
او به هنگام شهادت مسئوليت ستاد لشکر 25 کربلا را به عهده داشت. جنازه شهيد حسينعلی مهرزادی در بهشت فاطمه (ع) بهشهر به خاک سپرده شد.

 



دیدگاه شما در مورد : 22 اسفند ، سالروز شهادت سردار شهید حسینعلی مهرزادی

22 اسفند ، سالروز شهادت سردار شهید حسینعلی مهرزادی تغییر کد

 

 

  • روز پزشک مبارک

    روز پزشک مبارک

  • سوم خرداد و فتح خرمشهر

    سوم خرداد و فتح خرمشهر

  • روز بهره وری

    روز بهره وری

  • ملاصدرا

    ملاصدرا